السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

189

تفسير الميزان ( فارسي )

براى همان دين كه آن دين عبارت است از اسلام ، يعنى تسليم حق شدن ، و بعقيده هاى حق معتقد گشتن ، و اعمال حق انجام دادن » و به عبارتى ديگر : « آن دين واحد عبارت است از تسليم شدن در برابر بيانى كه از مقام ربوبى در مورد عقائد و اعمال و يا در مورد معارف و احكام صادر مىشود » . و اين بيان هر چند به طورى كه در قرآن حكايت شده در شرايع رسولان و انبياى او از نظر مقدار و كيفيت مختلف است ، ليكن در عين حال از نظر حقيقت چيزى به جز همان امر واحد نيست ، اختلافى كه در شريعتها هست از نظر كمال و نقص است ، نه اينكه اختلاف ذاتى و تضاد و تنافى اساسى بين آنها باشد ، و معناى جامعى كه در همه آنها هست عبارت است از تسليم شدن به خدا در انجام شرايعش ، و اطاعت او در آنچه كه در هر عصرى با زبان پيامبرش از بندگانش مىخواهد . پس دين همين اطاعتى است كه خدا از بندگان خود مىخواهد ، و آن را براى آنان بيان مىكند ، و لازمه مطيع خدا بودن اين است كه آدمى آنچه از معارف را كه به تمام معنا برايش روشن و مسلم شده اخذ كند ، و در آنچه برايش مشتبه است توقف كند ، بدون اينكه كمترين تصرفى از پيش خود در آنها بكند ، و اما اختلافى كه اهل كتاب از يهود و نصارا در دين كردند ، با اينكه كتاب الهى بر آنان نازل شده ، و خداى تعالى اسلام را برايشان بيان كرده بود ، اختلاف ناشى از جهل نبود ، و چنان نبود كه حقيقت امر برايشان مجهول بوده باشد ، و ندانسته باشند كه دين خدا يكى است . بلكه اين معنا را به خوبى مىدانستند و تنها انگيزه آنان در اين اختلاف ، حس غرور و ستمگريشان بود ، و هيچ عذرى ندارند ، و همين خود كفرى است كه به آيات مبين خدا ورزيدند ، آياتى كه حقيقت امر را بر ايشان بيان كرد . آرى به آيات خدا كفر ورزيدند ، نه به خود خدا ، چون اهل كتاب خداى تعالى را قبول دارند ، و معلوم است كه هر كس به آيات خدا كفر بورزد خدا سريع الحساب است ، و به سرعت هم در دنيا و هم در آخرت به حسابش مىرسد ، در دنيا گرفتار خزى و ذلت و محروم از سعادت حياتش مىكند ، و در آخرت به عذاب دردناك دچارش مىسازد . دليل ما بر اينكه سريع الحساب بودن خدا را مخصوص آخرت نكرديم ، كلام خود خداى تعالى است ، كه بعد از دو آيه مىفرمايد : * ( « أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ ، وَما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ » ) * . از آنچه گفته شد دو نكته روشن گرديد : اول اينكه : مراد از نزد خدا بودن دين ، و